انار

روزی روزگاری، مردی در باغش چندین درخت انار داشت. و سالها به هنگام پاییز، انارهایش را در سینی های نقره ای، بیرون اقامت گاهش می گذاشت و بر سینی ها علایمی می گذاشت که بر آنها نوشته بود: (( یکی بردارید نوش جان))

اما مردم می گذشتند و هیج کس  از میوه برنمی داشت. بعد مرد فکری کرد و یک سال، هنگام پاییز، دیگر در سینی های نقره ای انار نگذاشت، اما بر آنها نوشته هایی گذاشت که می گفت: (( این جا بهترین انارهای کشور را داریم، اما بهایشان گران تر از انارهای دیگر است.))

و همه ی  مردان و زنان از همسایگی دوان دوان آمدند تا انار بخرند.

جبران خلیل جبران

 شاعر جوانی به شاهزاده خانم گفت: (( دوستت دارم.))

و شاهدخت پاسخ داد: (( من هم دوستت دارم، کودکم.))

 ـ (( من کودکت نیستم، من مردم و دوستت دارم.))

و شاهدخت گفت: (( من مادر پسران و دخترانی ام، و آنها پدران و مادران پسران و دخترانی اند؛ و سن یکی از پسران پسر من، بیش از تو است.))

پس از مدتی، شاهزاده خانم درگذشت. اما پیش از اینکه نفس عظیم زمین، نفس آخر او را پس بگیرد، با خود گفت:

ـ (( محبوبم، تنها پسرم، شاعر جوانم، شاید روزی دوباره با یکدیگر ملاقات کنیم و من هفتاد ساله نباشم.))

جبران خلیل جبران

 

سمفونی صبر

صبر يعني چه؟ چرا صبر مي كنيم؟ در عصر اينترنت پر سرعت، كارت هاي شتاب، انفجار اطلاعات، قطارهاي سريع السير، فست فود، قهوه فوري، سوپ فوري، مديريت يك دقيقه اي و صميميت ده دقيقه اي، چرا صبر كنيم؟

صبر كنيد.

انتخاب صبور بودن يكي از مهمترين انتخاب هاي ما در زندگي است و آگاهي از اهميت سرنوشت ساز صبر از مهم ترين ويژگي هاي انسان موفق در سراسر دنياست. ادبيات ايران و جهان سرشار از ضرب المثل ها و حكايت ها در بيان اهميت صبر و فضيلت صبر است. اما صبر صرفا يك فضيلت نيست بلكه يك ضرورت است . بسياري از اوقات بين شكست و موفقيت را فقط صبر فاصله انداخته است. گر صبر كني ز قوره حلوا سازي  بازي با كلمات نيست، بلكه بيان حقيقتي اساسي از طرز كار كل عالم هستي است.

خوب كه بنگريم،‌ كل طبيعت سمفوني صبر مي نوازد. بهار تا پايان زمستان صبر مي كند. روز تا پايان شب صبر مي كند. گياهان همگي صبورانه منتظر مي مانند تا در زمان خود و در فصل مناسب خود رشد كنند يا شكوفا شوند يا ميوه دهند. و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند و با صبر خود همه كارها را در زمان خود به بهترين نحو ممكن انجام مي دهند. فقط ما آدم ها هستيم كه بي صبر هستيم.

چرا ما اين قدر بي صبر هستيم؟ زيرا در فرهنگ دنياي امروز، ما را طوري تربيت نمي كنند كه صبور باشيم. شايد هيچ واژه اي به اندازه ي بي صبري مشخصه ي عصر ما نيست. صبحها صبر كردن براي اينكه كامپيوترمان روشن بشود ناراحت كننده است. اگر بعد از روشن شدن چراغ سبز، ماشين جلويي ما بلافاصله حركت نكند بوق ها ست كه به صدا در مي آيد . ما صبر نداريم و در هيچ صفي هم طاقت نداريم بايستيم. در همه جا صبر به كلي مقوله اي ضد فرهنگي شده است.

همه ما ضرب المثل "عجله كار شيطان است" را شنيده ايم اما ضرب المثل را كه حاصل اعصار هستند سرسري مي گيريم و فكر مي كنيم براي ما گفته نشده است. گفته اند" شتاب از شيطان است و صبر از خدا" اما چرا؟ زيرا واقعيت اين است كه در هر كاري كه عجله كني بيشتر طول مي كشد و شتاب زدگي به شكست مي انجامد. ما بارها و بارها در طول زندگي خودمان و ديگران شاهد اين حقيقت هستيم. خدا مي خواهد ما موفق باشيم بنابراين ما را به صبر فرا مي خواند. بي صبري نه تنها باعث طولاني شدن كار مي شود بلكه بيشتر اوقات اصلا ما را به مقصد نمي رساند و حتي به بي راهه مي كشاند. ما صبر نمي كنيم چون مي خواهيم در وقت مان" صرفه جويي" كنيم بعد دو برابر وقت مان و عمر مان را صرف جبران خطايي مي  كنيم كه در اثر بي صبري مان كرده ايم. و گاه خطاها جبران ناپذيرند.

ادامه نوشته

شهر و کوه -2 : شهر در کوه

شهرنشینانی که از آنها سخن رفت برای یافتن آن "چیز" علاقه زیادی به کوه پیدا کردند. اما, وقتی به کوه رفتند یادشان رفت برای چه آمده اند. نمی دانستند چه کاری بایستی هم اکنون انجام بدهند. از آن رو بود که کوه را هم شهری کردند.  قلیانهای رنگ و لعاب دار را با خود آوردند, غذاهای شهر را در کوه صرف کردند و سکوت کوه را با حرفهای شهریشان شکستند. راههای اصلی در دل کوه ساختند, مکانهای تفریحی راه انداختند و کوه را تبدیل به یک بنگاه اقتصادی شهری کردند.

طوری شد دیگر شهرنشینان نه برای دیدن ودرک کوه که برای دیدن همدیگر راه کوه در پیش گرفتند. کوه تبدیل به کارناوالی شد که شرکت کنندگان آن شهرنشینانی بودند که همه همدیگر را از قبل می شناختند. هیچ چیز جدیدی در هر سفر شهرنشینان به کوه وجود نداشت به جز رنگ های شهری که صبح ها ریخته می شد و شبها بیخته می گشت.

شهر و کوه -1: زندگی ملامت آمیز در شهر

شهر زرق و برق دارد, آتش بازی, ترقه و نورافشانی دارد. این ها همه حربه هایی هستند که شهرها برای جلوگیری از طغیان ساکنان خود به کار می بندند. جشنهایی که شهر به پا میکند هم در زمان خاصی برگزار می شوند, برای آنها باید خود را آماده کرد و سنگهای رنگی و شیشه های بلورینش را تماشا کرد. شهر کارمندان خود را دفتر کارشان محبوس می سازد و آنگاه که استثمارشان کرد و زمان فریاد زدنشان رسید, دوباره در جایی دیگر محبوس می سازد. در یک مهمانی, یک جشن تنها چیزی که لازم است سر و صدای بلند است تا فریادهای درونی شهرنشینان به گوش همدیگر نرسد.

در شهر ثانیه ها مهم نیستند, پشت چراغ قرمزها و صف ها به راحتی می گذرند, زندگی در دم و بازدم خلاصه نمی شود, زندگی یعنی توفیق طلبی, یعنی نیاز به جمع کردن, ثانیه ها سرمایه گذاری شهرنشینان برای رسیدن به قله هایی است که شهر برایشان ترسیم کرده است, قدرت تصور شهرنشینان بسیار زیاد است, آنها به حدی رؤیاهایشان را واقعی می پندارند که حاضرند از اعتماد به نفس خود به هرگونه ای جانبداری کنند.

شهرنشینان عادت های زیادی را در خود پرورش می دهند, این عادت ها برای پرکردن غصه بوجود آمده, به خاطر از دست دادن یک چیز است. چیزی که بودنش خلأی را ایجاد کرده است. شاید چشمان متفکر شهرنشینان همیشه از این حکایت میکند که سؤالی بزرگ برایشان وجود دارد. آن چیز گمشده چیست؟ سینماها وتلویزیون وکتابهای شهرنشینان حکایت از این حدیث قدیمی دارند. انگار هیچ پاسخی تاکنون برایش نیافته اند. از این رو به دنبال ساختن پرسشهای ساده تر برای خود برآمدند, پرسشهایی که بتوان پس از اندکی پژوهش برایش پاسخی یافت.

اما این پرده همچنان می ماند. این آهنگی است که همیشه برای جانهای حساس شهرنشینان زمزمه می شود...

15 راهکار کوچک برای رسیدن به شادی

۱ـ  بر سكوت متمركز شويد. هنگامي كه سكوت فرا رسيد، در آن زندگي كنيد. بكوشيد به هر جا مي رويد،‌پيك آرامش باشيد. مردمان سخت كوش، هرگز به كار بيهوده و آنچه سرگرمي است نمي پردازند. با اين همه بدانيد زمانيكه به كار سرگرم كننده روي مي آوريد، زماني است كه تباه نمي شود.

2 ـ هميشه تمايل بر اين است كه در دگرگوني هاي زندگي بر رويدادي آزاردهنده متمركز شويم.از استرس هاي خويش نهراسيد و گاه تغييرات را بپذيريد.

3 ـ زيباترين ظرف ميوه خوري را پركنيد، خوردن ميوه استرس را كاهش مي دهد. با خوردن ميوه بيشتر احساس آرامش مي كنيد.

4 ـ‌هر كاري را ده دقيقه زودتر آغاز كنيد، اين كار به ويژه در سفر شما را از استرس دير رسيدن دور مي كند. در اين راه ده دقيقه آرام در اختيار شماست. ده دقيقه پيش از آنكه دل مشغولي بعدي فرا رسد.

5 ـ بدترين نگراني ها با آينده پيوند دارد. تشويش به مشكلي كه هنوز فرا نرسيده است. به اينك و حال بينديشيد و از استرس دوري جوييد.

 6ـ در بررخورد با مردمان و رويدادها تمرين كنيد تا بهترين را ببينيد. با اين كار از بدبيني دور و مثبت گرا مي شويد. مثبت گرايي و خوش بيني به آرامش مي انجامد.

7 ـ در اتاق خود آيينه اي بزرگ و زيبا بياويزيد، به هنگام ملال روبه روي آن بايستيد،‌ به خود نگاه كنيد و لبخند بزنيد. حاصل اين كار آرامش است.

8 ـ‌ برتر بودن را به ديگران وانهيد و از پيامد آن شگفت زده شويد. از آنچه هستيد خوشنود باشيد. گاه اين كار تن آرامي شما را بيشتر مي كند.

9 ـ افسوس گذشته را خوردن نابخردانه است. گذشته فقط در خاطر شماست. توجه به اين واقعيت ها شما را آرام مي كند.

10 ـ آرامش را از كودكان بياموزيد. ببينيد آنها  چگونه از هر لحظه خويش لذت مي برند. همچون كودكان باشيد و به آرامش دست يابيد.

11 ـ به انديشه هاي آرام بخش روي آوريد؛ صحنه هاي آرام بخش را تصور كنيد،‌ نوايي آرام بخش را به خاطر آوريد و ببينيد چگونه دگرگون مي شويد.

12 ـ بي نظمي هاي فيزيكي تنش آفرين است، آشفتگي زدايي راهي است به سوي آرامش.

13 ـ پرنده اي زيبا يا حيواني كوچك را در خانه نگه داريد. به او مهر ورزيد و از اين راه، دستياري براي راهيابي به آرامش بيابيد.

14ـ احساس ناخوشايند به ديگران،‌ شما را آزار مي دهد نه ديگران را. به خاطر آرامش خويش بخشنده باشيد.

15ـ‌ گاهي با خويش خلوت كنيد. در را ببنديد و به نيازها و مسئوليت هاي خويش بينديشيد؛ هر روز دست كم زماني را صرف اين كار كنيد.

موفقیت۱۸۷

مورچه طلایی

 مورچه طلايي صبحها بيدار مي شد و تا شب دانه هاي گندم را همراه مورچه هاي ديگر از مزرعه تا لانه به دوش مي كشيد. يك روز صبح خورشيد طلوع كرد اما مورچه طلايي بيدار نشد.  خورشيد بالاتر آمد مورچه هاي ديگر سر كارشان رفتند ولي مورچه طلايي بيدار نشد. غروب شد و خورشيد پشت كوه رفت مورچه ها به لانه ازگشتند با دانه هاي طلايي گندم. بعد همه خوابيدند تا صبح روز بعد كه تلاش ديگري را آغاز كنند كه مورچه طلايي بلند شد و از لانه بيرون رفت. نفس بلندي كشيد و با خوشحالي به راه افتاد. كرم شب تاب او را د يد با نورش راهش را روشن كرد و گفت: " اين جا چه مي كني تو الان بايد كنار بقيه خواب باشي...."

مورچه گفت:" از اين به بعد مي خواهم شب ها كار كنم نه روز! شب تاب گفت: " اما تو براي اين ساخته شدي كه روزها كار كني و شب بخوابي و من بر عكس تو روزها مي خوابم و شب ها بيدارم و كار مي كنم. "

مورچه اخمي به ابرو انداخت و گفت: " كي اين قانون را گذاشته من اعتراض دارم. در روز همه حشرات و مورچه ها سياه و قرمز دنبال غذا هستند و به زحمت غدا پبدا مي كنيم تازه اگرخوراك پرنده ها نشويم، اما شبها همه خوابند حتي پرنده ها پس راحت مي شود غدا پيدا كرد. حالا تماشا كن."

ادامه نوشته

احساس مشترک خوشبختی

   محققان مي گويند زوج هايي كه از ضمير "ما" بيشتر از ضمير "من" و "تو" استفاده مي كنند، خوشبخت تر ند. محققان دانشگاه "كاليفرنيا" واقع در "بركلي"، مكالمات 154 زوج ميانسال و جوان را در مورد مسايل مورد اختلافشان در ازدواج بررسي كردند، روبرت لونسون، استاد روان شناسي كه در اين تحقيق همكاري داشته، گفت: محققان دريافتند زوج هايي كه از ضماير "ما" و " مال ما" استفاده مي كردند، رفتار مثبت تري نسبت به هم داشتند و تنش هاي رواني كمتري از خود نشان مي دادند. وي افزود: " بر عكس زوج هايي كه با استفاده از "من" و "تو" بر جدايي شان تاكيد مي كردند، رضايت كمتري از ازدواج داشتند كه اين موضوع به ويژه در مورد زوج هاي مسن تر صدق مي كرد. در اين مطالعه، زوج هاي مسن تر نسبت به همتاهاي ميانسال خود بيشتر از ضمير ما استفاده مي كردند كه اين امر نشان مي دهد رويارويي با موانع و غلبه بر چالش ها در كنار هم در مسير طولاني زندگي، احتمالا به زوج ها حس بيشتري از يك هويت مشترك را مي دهد. 

 هفته نامه سلامت

رابطه حرفهاي سطحي با احساس خوشبختي

يك محقق ايراني دانشگاه واشنگتن در نتايج  تحقيقات خود نشان داد افرادي كه بيشتر وقت خود را صرف شايعه پراكني، حرف هاي بيهوده و مسايل پيش پا افتاده مي كنند و حرف هاي سطحي مي زنند كمتر نسبت به ديگران احساس خوشبختي مي كنند. سيمين وزيره كه از مادري فرانسوي و پدري ايراني متولد شده است ليسانس خود را در رشته روان شناسي از كالج كارلتون درمينه سوتا و دكتري خود را در روان شناسي اجتماعي از دانشگاه تكزاس در آستين دريافت كرده است. نتايج بررسي هاي اين محقق ايراني نشان مي دهد سطح خوشبختي افرادي كه وقت خود را صرف مكالمات پيش پا افتاده مي كنند به شدت پايين مي آيد. تيم اين استاد ايراني به مدت چهار روز 78 جوان را از هر دو جنس كه همگي دانشجوي دانشگاه بودند مورد بررسي قرار دادند. اين دانشمندان در مدت اين چهار روز موضوعات گفتگوهاي اين افراد را ثبت كردند و سپس به مطالعه بر روي ارتباط ميان اين موضوعات و سطح خوشبختي هر يك از شركت كنندگان در اين تحقيق پرداختند. نتايج اين تحقيقات نشان داده كه ساكت بودن و تنها ماندن ارتباطي با سطح خوشبختي ندارد بلكه گفت گوهاي زياد نقش مهمي در ميزان خوشبختي دارند. سيمين وزيره در اين خصوص توضيح داد: " جواناني كه اغلب بيش از ديگران در مورد مسايل مهم و پر مفهوم حرف مي زنند خوشبخت تر هستند. در حالي كه در  طرف مخالف، كساني را پيدا كرديم كه تنها به حرف زدن درباره شايعات و مسايل پيش پا افتاده بسنده مي كنند و كوتاه و سطحي حرف مي زنند كه احساس خوشبختي در اين افراد بسيار پايين است. " اين محقق ايراني پس از بررسي محتواي 20 هزار مكالمه اي كه مدت زمان هر يك 5/12 دقيقه بود به اين نتايج دست يافت.

خبرگزاري مهر

لغتنامه های متحرک

 لغتنامه هاي متحرك

 كلمه به چه دردي مي خورد؟ اين چه سوالي است كه داريم مي پرسيم! كلمه، نشانه و سمبلي از يك شيء خارجي است. ما در ذهن خودمان اشياء، اتفاقها، انسان ها و موجودات خارج از خودمان را اسم گذاري مي كنيم و اين اتفاق در زبان و توسط كلمه مي افتد. درخت ما را ياد موجودي مي اندازد كه شاخ و برگ دارد و ريشه در زمين و از دل زمين در آمده و نمي تواند تكان بخورد و  حرف بزند و..... اما ما با يك كلمه درخت همه اين توضيحات را منتقل مي كنيم. كلمات،‌ ساخته شده اند تا كمترين زحمت رادر بازسازي تصويري و شفاهي و زباني و كتبي دنياي خارج از خودمان داشته باشيم. هر چقدر كه كلمات كسي بيشتر باشد دنياي او بزرگتر و متنوع تر است. هر چقدر كه دنياي كسي متنوع تر باشد راحت تر مي تواند با ديگران ارتباط كلامي و كتبي برقرار كند. هر چقدر كه كلماتي كه در چنته داريم متنوع تر باشد راحتتر مي توانيم  دنياي اطراف خودمان را توصيف كنيم. كلمات مثل رنگ ها هستند و هر چقدر كه يك نقاش، رنگهاي بيشتر و متنوع تري در چنته داشته باشد مي تواند نقشهاي واقعي تر، قشنگ تر و دلنوازتري خلق كند.

ادامه نوشته

قدرت سکوت و آرامش

قدرت سکوت و آرامش

در سكوت صداي روح شنيده مي شود و از اين كه به خوبي مي تواني درونت را حس كني خرسند هستي.

اما اين سكوت كجاست؟ با اين زندگي كه براي خود ساختيم آيا سكوت و آرامش وجود دارد؟ زندگي ما پر از انواع صداهاست. همه جا توي خانه، خيابان، محل كار و فروشگاهها سرو صدا و جود دارد امروزه در خانه با وجود تلويزيون، انواع سيستم هاي موسيقي و تلفن و كامپيوتر جايي براي آرامش باقي نمي ماند.اين صداهايي كه اطراف انسانها را پر كرده ملودي هاي طبيعي و دلپذير را از بين برده اند و كسي به ندرت صداي پرنده يا وزش باد را ميان شاخه هاي درختان مي شنود. انسان هاي امروزي سرگرم زندگي مدرن خود هستنند و به جز صداي سيستم ها ي ماشيني كه اطرافشان را پر كرده چيزي نمي شنوند. حتي به ندرت ديده مي شود كه با هم حرف بزنند. در واقع اين تاثير فاجعه آميزي روي زندگي ما انسان ها دارد.مدام در وضعيتي كه پر از سرو صدا و آشفتگي است زندگي مي كنيم. به جايي رسيديم كه گويي از سكوت مي ترسيم و آن را دشمن خود مي دانيم اما چقدر ناداني است كه اين گونه فكر مي كنيم. در واقع سكوت يكي از بزرگ ترين دوستان ماست كه اگر خوب تمرين كنيم تاثير شگفت آوري روي ما خواهد گذاشت.

صداهاي دروني

درون واقعي خود را بشناسي

ادامه نوشته

سرزمین مقدس ( به مناسبت روز زمین پاک )

  دو سال پیش بود وقتی این مطلب را در هفته نامه سلامت خواندم چنان شیفته نگاه این سرخپوست به دنیای اطرافش شدم که شاید تا به حال بیش از صد بار این متن را خواندم و هیچوقت تازگی نگاهش را برایم از دست نداده است شاید بی مناسبت نباشد که در روز زمین یک بار دیگر آن را باهم بخوانیم .

در سال 1854، فرانکلین پیرس رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، با ارسال نامه ای برای رئیس قبیله سیاتل، خواستار خرید زمین های سرخپوستان شد. رئیس قبیله پاسخی به این نامه داد که حاوی نکات بدیعی از شیوه ی نگرش انسان به جهان است. نامه ی رئیس جمهور آمریکا ماندنی نبود، امّا پاسخ سرخپوست فرهیخته هنوز قابل تأمل،  زیبا و خواندنی است.

 به رییس بزرگ در واشنگتن

چگونه می توان آسمان و گرمای زمین را فروخت!؟ وقتی ما مالک طراوت هوا و تلألوی آب نیستیم ، چگونه می توانیم آن ها را به شما بفروشیم؟!

  تمام این سرزمین برای مردم من مقدّس است، برگ های سوزنی و رخشان کاج ها، سواحل ماسه ای، مِه میان جنگل ها، حشرات زیبا و پرهیاهو. آری این همه در خاطره و تجربه  مردم من مقدّس اند. عصاره ای که در درختان جاری است ، خاطرات َمرد سرخپوست را با خود به همراه دارد.

       زمین ما در ما وجود دارد، ما بخشی از زمین و زمین پاره ای از وجود ما است. گل های عطرآگین، خواهران ما هستند. گوزن ها ، اسب ها و عقاب های بزرگ، برادران ما هستند. قلّه های سنگی، نم چمنزارها، گرمای تن اسبان و انسان ها، همه به یک خانواده تعلق دارند.

     این آب رخشنده که بر نهرها می گذرد و این رودخانه ها تنها آب نیستند، خون نیاکان ما هستند که جاری اند. اگر ما این سرزمین را به شما بفروشیم، باید به یاد داشته باشید که این جا برای ما مقدّس است و این تصاویر شبح گونه که در آب زلال در گذرند، حکایتگر رویدادها و خاطراتی هستند که بر زندگی مردم ما رفته است.

نجوای آب صدای پدر من است.

      رودخانه ها برادران ما هستند، آنان عطش ما را فرو می نشانند، قایق های ما را می رانند و کودکان ما را غذا می دهند.

     اگر سرزمین خود را به شما بفروشیم، باید به یاد داشته باشید و به فرزندان خود هم بیاموزید که این رودها برادران ما و برادران شما هستند و ازآن پس، شما باید آن مهربانی و عطوفتی را که در حقّ هر برادری روا می دارند، در باره این رودها روا بدارید.

        در شهرهای سفیدپوستان، مکانی آرام و بی دغدغه وجود ندارد؛ جایی نیست که بتوان نوای ملایم تماس برگ های بهاری و ترنّم بال حشره را شنید. شاید این گفته ها از آن جهت است که ما مردمی وحشی و بدوی هستیم! امّا وقتی که انسان نمی تواند آوای تنها مرغ شب و نجوای غوک های آبگیر را در سکوت شب بشنود دیگر از زندگی برای او چه می ماند؟

سرخپوستان نوای ملایم باد را آنگاه که با باران نیمروز عطرآگین می شود و بوی خوش برگهای سوزنیکاج را دوستر می دارند .

   هوا برای سرخپوست گرانبها و ارزشمنداست زیرا همه چیز از اوتنفس می کند. اگر ما سرزمین خود را به شما بفروشیم باید به یاد داشته باشید که هوا برای ما زندگی بخش و ارجمند است و روح و نشاط زندگی را در تمام هستی می دمد. بادی که امکان تنفس را به پدربزرگ من بخشید، آخرین آه بدرود را نیز ازاو ستاند.

     اگر ما سرزمین خود را به شما بفروشیم، شما باید با حیوانات این سرزمین، همچون برادران خود رفتار کنید. آری، وحشی و بدوی هستیم و نمی توانیم قتل عام هزاران بوفالو را درک کنیم!

     شما باید به فرزندان خود بیاموزید که زمین زیر پای آنان، خاکستر پدر بزرگ آنان است، پس باید به زمین خود احترام و تکریم کنند و به فرزندان خود بگویند که زمین مادر آنان است. آن چه برای زمین اتفاق بیفتد، برای فرزندان زمین هم اتفاق خواهد افتاد. اگر انسان به زمین تف کند، به خود تف کرده است.

 نباید فراموش کرد که انسان تارِ زندگی را نمی زند، بلکه خود نیز تنها رشته ای از تارهای زندگی است.

منبع: هفته نامه سلامت، شماره 167، چهاردهم اردیبهشت 87، صفحه 21

اولین اشتباه, آخرین اشتباه

اعتماد به نفس کاذبم می گفت حتی سنگریزه ای در صعود کوتاه به جایی که برای نشستن در نظر گرفته بودم نخواهد افتاد, غافل از اینکه سنگی بزرگ از زیر پایم رها شد و مستقیم به سمت سر خانم مهدیزاده رفت, فرصت هیچ اخطار و عکس العملی نبود, تنها خواست خدا بود که مهدیزاده در حین خندیدن سرش را به سمت مخالف خم کند, سنگ به کنار سرش برخورد کرد و خون از میان موهایش به صورتش ریخت, آواز خوش قربانی در کنار چشمه لحظات خوشی را رقم زده بود که با سهل انگاریم به سرعت به استرس و تشویش و نگرانی تبدیل شد, به راستی که ریه های خوشبختی پر اکسیژن مرگ است.

آری در کوهنوردی اولین اشتباه می تواند آخرین اشتباه باشد. خدا کند فقط خودمان قربانی اشتباهمان باشیم و جان همنوردی را به خطر نیندازیم.

با وارد کردن قد و وزن (نمایه توده بدن) B M I خود را بدست آورید

 قد و وزن افراد بزرگسال بر اساس نمایه توده بدن body mass index

قائده نای اسمیت

یعنی تخمین زمان اجرای یک برنامه به صورت زیر:

برای هر 5 کیلومتر راه­پیمایی در مسیرهای تخت و ساده، 1 ساعت در نظر می­گیریم.
برای هر 3 کیلومتر کوه­پیمایی در شیب­هایی که ما را به تقلا وا می­دارد، 1 ساعت در نظر می­گیریم.
برای هر 1 کیلومتر مسیر ناهموار، بوته­زار انبوه، برف نرم، شن­زار و ...، 1 ساعت در نظر می­گیریم.
برای هر 500 متر افزایش ارتفاع (صعود)، 1 ساعت به زمان فوق می­افزاییم.
برای هر 1000 متر کاهش ارتفاع (فرود)، 1 ساعت به زمان فوق می­افزاییم.
در مجموع برای هر 5 ساعت 1 ساعت اضافی برای اوقات تلف شده و استراحت در نظر می­گیریم.

منبع : گروه کوهنوردی همنورد

جهت یابی در کوهستان و طبیعت(بدون ابزار)

با توجه به اینکه کوهنوردان عزیز در بیشتر برنامه های کوهنوردی خود به کوه ها ونقاطی می روند که معمولاً برای آنها شناخته شده نیست و تازگی دارد ....

منبع : وبلاگ باران

ادامه نوشته

15 چیز که هر کسی باید از بدن خود بداند

آسیبهای شایع پا در کوهنوردی

1- ضرب‌ديدگي ناخن و بستر ناخن

2- عفونت گوشه‌ي ناخن (ingrowing toe nail)

3- عفونت قارچي انگشتان

4- ميخچه انگشتان (corn)

5- شكستگي انگشتان پا (toe fracture)

6- سندرم مورتون (Morton's syndrome)

7- استخوانهاي متاتارس دردناك (Metatarsalgia)

8- دردهاي قوس كف پا

9- دردهاي پاشنه پا

منبع : وبلاگ باران

ادامه نوشته

پدیده برف کوری

اين پديده وقتي رخ مي دهد كه ملتحمه چشم توسط اشعه ماوراء بنفش خورشيد دچار سوختگي مي شود . اين حالت اغلب ناشي از تابش خورشيد بر روي برف مي باشد .
هيچ علامت آگاه كننده اي وجود ندارد علايم و نشانه ها بعد از 12-2ساعت ظاهر مي شود .
در مورد كسي كه از درد شديد چشم نمي تواند ( يا تمايلي ندارد) چشمهايش را باز كند ،‌ از اشك شديد رنج مي برد در پلكهايش احساس سوزش مي كند يا سر درد داشته و دچار افسردگي است ، بايد به اين عارضه مشكوك شويد .

1- چشمهان او را بانداژ كنيد .
2- كمپرسهاي سرد بر چشم او قرار دهيد و از او بخواهيد
كه يك تا پنج روز اين كار را انجام دهد .

3- به او بگو ييد كه به مدت 5-1 روز در اتاقي تاريك استراحت كند.

منبع : نشاط کوهستان

آموزش گره های کوهنوردی

knots

برای آموزش انواع گره ها و کابرد آنها اینجا کلیک کنید.

منبع : کوهنورد - تنها در کوهستان

اصول گزارش نویسی

مطالب و عناوینی که در یک گزارش جامع باید در نظر گرفته شود را در ادامه مطلب بخوانید:

منبع : گروه کوهنوردی کانون

ادامه نوشته

اولین جلسه دوره کارآموزی کوهپیمایی

جمعه ۲۹/۸/۸۸ ساعت ۷ صبح ۲۶ نفر از اعضای گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن به سرپرستی حاج محمدعلی تاجبخش در میدان دربند گرد هم آمدیم،  تا اولین جلسه دوره کارآموزی کوهپیمایی توسط استاد محمود نظریان برای عده ای از همنوردان تشکیل شود.  

http://gkfbh.persiangig.com/image/880829 darband/Copy%20of%20DSC09842.JPG

گزارش : نازنین یغمایی و حسین آدوسی

ادامه نوشته

اولین جلسه دوره کوهپیمایی،

بدانید و آگاه باشید(2)

اولین جلسه دوره کوهپیمایی، جمعه این هفته 88.8.29، دربندیخچال برگزار میشود. همراه با ارائه مدرک .

 

مسیرهای ایمن کوههای شمال تهران

ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان

درباره GPS (سیستم موقعیت یاب جهانی)

منبع : کوهنوردان

ادامه نوشته

آسیبهای شايع پا در کوهنوردی

منبع : گروه ورزشهای ویژه آسمان

ادامه نوشته

سامانه ی پیام رسان فدراسیون راه اندازی شد

گزارش پایگاه فدراسیون خبری : سامانه ی پیام رسان فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی از طریق پیامک راه اندازی شد .
این سامانه با شماره ی 09353000634 از این پس اطلاعیه ها و اخبار مهم فدراسیون را به صورت پیامک به مشترکان خود ارسال خواهد کرد .
علاقه مندان می توانند با ارسال یک پیام کوتاه از طریق شماره همراه خود به شماره ی مذکور ، مشترک این سامانه ی اطلاع رسانی شوند .
گفتنی است عدد 634 در انتهای این شماره ، بر اساس حروف ثبت شده درشماره گیرگوشی ها ،تقریباً معادل عبارت mfi می باشد که  همان واژه های پایگاه خبری فدراسیون mfi.ir  است .

طریقه گذاشتن عکس در پرشین گیگ برای وبلاگ

به آدرس www.persiangig.com برو
ادامه نوشته