رفت : اوین – قله چین کلاغ

بازگشت : دره کارا

گزارشگر : زهرا عربگل ( خانوم گل گروه )

عکاس : تینا فعال

17/10/1389                                                                         

باز هم یک جمعه دیگر و یک صعود بیاد ماندنی دیگر توسط گروه همیشه  پایدار کانون کوهنوردی  فرهنگسرای  بهمن  به   قله 2850متری چین کلاغ .

ساعت 20/7 از پشت زندان اوین حرکتمان را شروع کردیم . سرپرستی گروه به عهده  خاله جمالی عزیز بود .هنوز زمان زیادی از حرکتمان نگذشته بود که در یک آن شاهد شاهکا ر شگفت انگیز آفرینش (طلوع خورشید) در پشت سرمان شدیم . همان لحظه ای که خورشید پرتوهای طلایی رنگش را از مشرق  به چهره ی زمین پاشیده بود .

مسیر در ابتدا راحت بود اما در مراحلی از راه گذرگاههای سخت و دشواری داشت که باز هم با کمک افراد مجربی چون آقای قربانی و آقا فرشید گذراندیم .

ساعت 30/10 و خیلی زودتر از آنچه که فکر می کردم به قله رسیدیم .چین کلاغ پراز برف " همانند عروسی سپید پوش که  چینهای  پبراهنش  با بلورهای برف  مزین شده  عشوه گری می نمود .

وقتی به قله رسیدیم  بچه ها آتشی برپا کردند تا گرم شویم . مشغول خوردن صبحانه بودیم که آسمان مملو از ابر شد و ناگهان برف باریدن را آغاز نمود. ساعت 11 به سمت قله دوشاخ رفتیم. قله پر از برف بود و اطرافش  را ابرهای زیادی احاطه کرده بودند .

 در طول مسیر حرکت به قله دوشاخ برف تا حدی بود که تا زانو در برفها فرو می رفتیم . عده ای از افراد پر انرژی گروه مراسم برف بازی جذابی را در پایین دوشاخ برپا کردند. عکاس جدید گروه (تینا عزیز)هم از لحظات و خاطرات این روز فراموش نشدنی عکسبرداری کرد .

در مسیر بازگشت باز هم جنگل کارا در مقابلمان بود که ناهار را در همانجا و کنار چشمه خوردیم .در پایین تر از جایی که بودیم گروهی جوان مشغول خواندن ترانه های سنتی بودند که استاد تاج بخش با صدای گرم و دلنشینشان ترانه ای آذری خواندند که مکمل این بزم شد .

در راه بازگشت به پیشنهاد آقا هادی به آبشار کارا رفتیم  و  چون امسال بارش  برف و باران کم بود متعا قبا" آبشار آب کمی داشت و خیلی راحت خودمان را به جلوی آبشار رساندیم .

ساعت3 به طرف درکه راه افتادیم و 30/4به منطقه درکه رسیدیم و سوار مینی بوس شدیم .

کوهنوردان و همنوردان جوان گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن چون کبوترانی سبکبال بسوی قله اوج می گیرند و آنگاه که بر فراز قله می ایستند چشم به قله مرتفع تری می دوزند و در سر اندیشه دیگری ندارند به تنها چیزی که می اندیشند فتح قله های مرتفع است و هدفشان را روی ورزش و سلامتی متمرکز کرده اند .

هنگامیکه بر فراز قله می ایستی وجودت سرشار از آرامش می شود .چون آنجا به خدا نزدیک می شوی .ودر قله  چه غوغایی برپاست میان تو و خدا . فقط تویی و او .اما نه انگار فرشتگان هم حضور دارند و تو را در لحظات ناب با خدا بودن همراهی می کنند و ترا بخاطر استقامت و شجاعتت تحسین می کنند و تو خالق آنها را : آنگاه که به سجده می روی و پروردگار مهربانت را سپاس می گویی .