هر چند گاه فصل خزان که فرا می‌رسد، آتش بی‌تدبیری، شرر به جان جنگل‌های سبزو با طراوت می‌زند و پس از مدتی آنچه که برجای می‌ماند آه و افسوس بر دل دوست‌داران طبیعت و تلی خاکستر برجای‌جای جنگلی که دیگر آن خرمی و شادابی را ندارد....قهر طبیعت و خساست آسمان در دریغ داشتن رحمت خود از زمینیان، سیم خاردارهای ندانم‌کاری و بی‌تدبیری، خشک‌سالی و یا عناد عده‌ای مخرب؛ براستی کدامیک آتش را بر تن نحیف جنگل‌های شمال نشاند تا آن سرسبزی و طراوتی که لطف بی‌کران او و یادگار آباءواجدادما از قرن‌ها پیش بوده را به نیستی و فنا بکشاند....تن‌های خسته ما هر سال به آتش جنگل‌های زیبای گلستان که نعمت و موهبت خاصه آن کردگار مهربان است آزرده می‌شود، تاول نشسته از آتش پار هنوز التیام نیافته که شرر آتشی دیگر، بر تن رنجورمان تاولی دیگر می‌نشاند تا داغ این سوختن‌ها از دل مان به این سادگی‌ها نرود.
اما در پس سوختن هزاران، هزار درخت و نهال چه آموختیم؟ فقط و فقط هیچ

چرا که اگر آموخته بودیم چاره کار را قبل از وقوع تدبیر کرده بودیم.

آری جنگل گلستان همچنان در آتش بی تدبیری می سوزد.عبدالرضا چراغعلی ، عضو شورای شهر گرگان دیروز در گفتگو با خبرگزاری مهر از عدم صداقت مسئولین می گوید و می پرسد : «چرا مقامات مسئول هر روز بر زخم دل مردم دلسوخته نمک می پاشند و می گویند آتش را مهار کرده ایم و چرا افراد مسئول اعلام عمومی نمی کنند تا علاقمندان به طبیعت در کنار سایر نیروها به داد این طبیعت زخم خورده برسند.» علی اصغر مؤذنی ، عضو شورای اسلامی گلستان هم در یادداشتی تأمل برانگیز که بخشهایی از آن در بالا آمده است برای خاموشی آتش گلستان ابراهیمی آرزو می کند.

شاید امروز و فردا باران رحمت الهی ، بر جان سوخته درختان گلستان ببارد و تن رنجور جنگل را التیام بخشد تا سالی دیگر و آتشی دیگر بر خرمن بی تفاوتی و بی مسئولیتی.

آری  صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای جنگل را بیابان می کنند.