کوهنسان

 

(You can never conquer the mountain. You can only conquer yourself.” (James Whittaker

 

کوه زیستگاه گونه های بسیاری از گیاهان و جانوران و سرچشمه بسیاری از چشمه هاست،  غارنشینان قرنها در دل کوه میزیسته­ اند، حیات بشری همیشه وابسته به کوهها بوده و هست و کوهستانها محلی برای شکار، چراگاه دامها و چیدن سبزیجات کوهی و کشاورزی بوده­ اند.

شکلهایی که کوه را در ذهن ما تداعی می کنند در زمره موضوعاتی هستند که بر سنگها و دیواره غارها حکاکی و روی سفالینه‌های باقی مانده از دوران باستان نقاشی شده اند و نشان از ارتباط نسل انسان با کوهستان از بدو پیدایش دارد.

 ارزش‌های رمزی و نمادین بسیاری در کوه وجود دارند و هر جامعه انسانی به گونه‌ای تقدس آن را بیان کرده است. در اندیشه بشری که در دوران باستان زندگی می‌کند، کوه در مرکز عالم واقع است و نقش قله‌ی بهشت را دارد. کوه مرتفع‌ترین نقطه زمین و نقطه تلاقی زمین و آسمان است. کوه به عنوان نمادی محوری و مرکزی، به معنی گذر از یک مرحله به مرحله دیگر و مکان هم‌نشینی با ایزدان و به معنای حفاظت‌گاه و منزل خدایان مطرح می‌شود. جوامع بدوی اعتقاد داشته اند بر بالاي هر كوه خداوندي ايستاده است. کوه برای آدمی مفهوم “بلندی” دارد. به زعم میرچا الیاده (Mircea Eliade) اسطوره شناس و دین پژوه نامدار رومانیایی، بلندی مقوله‌ای است که فی‌نفسه دسترسی بدان وجود ندارد و متعلق به قوا و موجودات برتر از انسان است. تا جایی که بلندی معابد از همین مفهوم نقش می‌پذیرند. در واقع می‌توان اذعان کرد آن‌کس که با آداب و تشریفاتی خاص از پله‌های معبدی بالا می‌رود، دیگر یک انسان معمولی نیست. عروج به کوه‌ها و فضاهای مرتفع، انسان (زنده و مرده) را از زمین دور کرده و به آسمان نزدیک می‌کند و در واقع او را متعالی‌ می‌سازد. زیارت کوه مقدس نماد آرزو، دوری از هوس‌های این جهانی، دستیابی به قلمروهای عالی و صعود از منطقه‌ای جزئی و محدود به منطقه‌ای کلی و نامحدود است. کوه یک معبد طبیعی و شاید اولین معبد انسان باشد. بعدها هم معابد بر بالای کوه‌ها یا شبیه به کوه‌ها ساخته شده­ اند. کوه همواره مکانی برای عزلت نشینی، مراقبه و ارضای نیاز درونی برای پرستش بزرگی بوده است.

 

کوه و ادیان و باورها

کوه‌ها در ادیان و باورهای گوناگون هم نقش مهمی داشته‌اند، محمد(ص) در بالای کوه حرا و در غار حرا جبرائیل را دید و پیام الهی را شنید. موسی ده فرمان را در کوه سینا دریافت کرد. زئوس خدای خدایان یونانی و فرمانروای آسمان‌ها بر فراز کوه از مادر زاده شد و “پرومتئوس” بنا بر دستور زئوس در محلی موسوم به “پانوپئوس” واقع در چند کیلومتری شمال شرقی کوه دلفی (زیارتگاه آپولون) از خاک رس گل آدم را سرشت و آن را شکل داد و زئوس بدان حیات بخشید. کشتی نوح بر فراز کوه آرارات جای گرفت. کوه “اوشیدرنه” در کنار دریاچه کیانسه جایگاه وحی اهورامزدا به زرتشت است. از دوران ساسانی کوه سبلان محل الهام غیبی زرتشت تلقی شد. تخت سلیمان در ایران جایگاه حضرت سلیمان شمرده می‌شد. واژه "بیستون" شکل تغییر داده شده‌ی “بغستان”، به معنای جایگاه خدایان است. “تانگری داغ” در شهرستان کلاله استان گلستان، به معنی “کوه خدا”ست.

در نزدیکی اولان‌باتور، پایتخت مغولستان هم کوهی با همین نام وجود دارد که مغول‌ها آن را “بوگدوال” به معنای “کوه خدا” می خوانند.کوهستان meru بر حسب معتقدات هندوان، در مرکز جهان قد بر افراشته است و بر فرازش ستاره قطبی می‌درخشد.“فوجی‌یاما” مقدس‌ترین کوه ژاپن به شمار می‌رفت. اقوام آزتک برای خدایان خود بر بالای کوه قربانی می‌دادند. کوه آدم در سری‌لانکا, جایگاه فرود حضرت آدم از بهشت است. بنا به اعتقادات اسلامی، در “مجمع التواریخ و القصص” و ماخذهای دیگر آمده است که سنگ‌های خانه کعبه را فرشتگان از پنج کوه مقدس و حجرالاسود را از بهشت آورده‌اند. از آن پنج کوه نام طور سینا، طور زیتا (زیتون)، کوه جودی و کوه حرا ذکر شده است. این کوه‌ها از آن جهت مقدس‌ شمرده شده‌اند که نظر کرده خداوند بودند و پای پیغمبران به آن‌ها رسیده بود: موسی و طور سینا، نوح و کوه جودی، عیسی و کوه زیتا، محمد و کوه حرا.

در مکتب یهودیان، کوه سینا جایگاه وحی بود و کوه جودی همان است که طبق روایات، کشتی حضرت نوح بعد از پایان بارندگی بر روی آن قرار گرفت و زندگی جدید جانوران از آن‌جا آغاز شد. برای مسیحیان، جلجتا در مرکز عالم قرار داشت و در عین حال، قله کوه کیهانی و جایگاه آفرینش آدم و مدفن وی بود.

در بعضی از مذاهب و آیین ها صعود به ارتفاعات بالای کوهها، به منزله پای نهادن در حریم خدایان و ممنوع است، قله 7570 متری گنگخار پونسوم"Gangkhar Puensum"  بلندترین قله کشور بوتان و چهلمین قله بلند جهان به دلیل اعتقادات مذهبی و رسوم سنتی مردم بوتان از جمله قلل صعود نشده جهان است.

انسان‌ها برای نامیدن برخی کوه‌ها از واژه‌های مقدس استفاده کرده‌اند. در هیمالایا چند کوه مشهور دارای‌ نام‌های مقدس هستند. معنای “آناپورنا” نخستین۸۰۰۰ متری صعود شده توسط انسان، “الهه‌ی پربرکت” است. “گوساین‌تان” سیزدهمین ۸۰۰۰متری، به معنای “خانه‌ی‌مقدس” است. بلندترین کوه جهان، “شومولونگما” (اورست) یعنی “الهه‌ی مادر برف‌ها”.

 

کوه و اساطیر

در اساطير ملل مختلف كوه هاي مقدس نقش مهم و مركزي دارند. بر حسب معتقدات ایرانیان باستان، کوهستان مقدس البرز در میانه زمین واقع و به آسمان پیوسته است. در اساطیر یونانی کوه جایگاه کشف و شهود بوده و در خلقت بشر موثر بوده است، بدین گونه که در یونان بلندترین کوه، المپیا (Olympus) واقع در میان مقدونیه و تسالی بود. زیارتگاه زئوس، خدای خدایان در این کوه بود و اجتماع خدایان نیز در المپیا صورت می‌گرفت. در اسطوره‌های‌ تائویی، کوه نشانه جزایر خوشبختی، جایگاه جاودان‌ها یا تپه‌های طول عمر، یعنی محلی که قارچ مقدس در آن‌جا می‌روید، قلمداد می‌شود.

كوه مقدس به بالا اشاره مي كند، ستون آسمان است و صعود به آن به معناي طی مراحل صعود به آسمان بوده (معمولا در اساطير هفت آسمان) و عامل ارتباط زمين و آسمان است، در محور جهان قرار دارد به يك معني؛ آسمان را لمس مي كند و از اين رو بلندترين نقطه در جهان را مشخص مي­کند. در نتيجه گمان مي شد مرزي كه آن را احاطه مي كند و آنچه جهان ما را تشكيل مي دهد بلندترین سرزمين است كه سيل آن را غرق نكرده است. انسان مذهبي کوه را نزديك به خود مي بيند وآن را محل تجلي و ارتباط با خداوند مي يابد.

 

معماری کوه مانند

معماری بناهای کوه مانند، از این اعتقاد ناشی می‌شده است که آدمیان قله کوه را نزدیک‌ترین مکان به آسمان می‌دانسته‌اند و سعی می‌کرده‌اند که مسکن‌های خود را بر بلندترین نقطه کوه کیهانی بسازند، تا رسیدن به آسمان میسر باشد.

در واقع زیگورات‌ها، اهرام، مقابر و بناهای برجی شکل، گنبدها و معابد چندین طبقه بلند، پاگوداها و استوپاها، در همه جا نمادی از کوه و آسمان بودند. این موضوع در سرزمین‌هایی که به طور طبیعی فاقد کوه بودند بیشتر مشهود است، همانند: بین‌النهرین، مصرسفلی، جنگل‌های مکزیک و پرو. برای مثال سومریان و بابلیان چون کوه مهمی نداشتند، زیگورات‌ها و عبادت‌گاه‌های خود را کوه‌آسا می‌ساختند و با این کار وجود کوه را تداعی می‌کردند. اصولا واژه سومری زیگورات به معنای کوه است. این شیوه معماری مذهبی نه تنها در آسیای غربی، که در جوامع اینکا در آمریکای مرکزی و جنوبی و در سایر نقاط دنیا هم رواج داشت. در همه این‌ بناها، ساختمان‌هایی بلند از زمین به سوی آسمان و از فرش به سوی عرش می‌روند که به نوعی تداعی­گر کوه هستند. و همه آن‌ها فضای مقدسی هستند که تصور می‌شده در مرکز عالم قرار گرفته‌اند.

 

کوه و زندگی به سبک مدرن

با تحول جوامع و توسعه شهرنشینی، انسانها از کوه فاصله گرفتند، فناوری این امکان را فراهم آورد تا انسانها آبها را از کوهها به کشتزارها و گلخانه ها بیاورند و در شرایطی مساعدتر زندگی کنند، اهمیت کوهستانها در بقای حیات بشری در نظر عامه کمرنگ شد، اسطوره ها به خرافات بدل گشت و قداست کوهستان کمتر شد. اولین نسلهایی که از کوه جدا شده بودند تمایلی به بازگشت کوه نداشتند و کوهها بیشتر جنبه استراتژیک و مرز طبیعی جوامع و نماد اقتدار و هویت ملی کشورها قلمداد شد.

اما انسان مدرن کوه را محلی برای بازگشت به خویشتن آدمی دانست و کوه این بار با رویکرد و فلسفه ای جدید در مدرنیته رونق گرفت؛ انسانهایی که چون در کوهها و دهات زندگی نکرده اند کوه برایشان جذاب است و چون سنت از آنها نیست، سنت را دوست دارند. ادبا، شعرا، هنرمندان و خصوصا قشر تحصیلکرده کوهنوردی را روشی برای زندگی برگزیدند، سختیها و ناهمواریهای کوه باعث همیاری داوطلبانه و صمیمانه بین همنوردان می شود و مقطعی بودن این حضور و تعاملات باعث انگیزه بیشتر با هم بودن است. علاوه بر این، جوانان پر شور و هیجان نیز با انواع ورزشهای مهیج و مفرح همچون صخره نوردی، دوچرخه سواری کوهستان، کایت سواری، اسکی روی برف و چمن و ... جذب کوه شدند.

از سویی کوه پناهگاه سیاسی و اجتماعی شهروندانی است که برای فرار از بوروکراسی و ممنوعیتها و محدودیتهای شهری به آن پناه می برند. کوههای ایران در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 مکانی برای برگزاری میتینگهای سیاسی بود و دهه 70 و 80 جایگاه خیل عظیم جوانانی که برای تفریحی کم هزینه، مهیج و جذاب در گروههای مختلط و برای آزادی بیشتر به کوه پناه بردند و بدین ترتیب تجارت در کوه رونق گرفت!

کافه ها و اقامتگاهها ارتفاعات تهران را تسخیر کردند، مؤسسات توریستی و گردشگری و گروههای کوهنوردی در ایام فراغت هزاران نفر را راهی کوهستانها می کنند، حال دیگر کوهنوردی نه به عنوان یک روش زندگی بلکه نوعی ورزش قلمداد می شود و در این راستا فدراسیون کوهنوردی تأسیس شده است که با برگزاری دوره های آموزشی کوهنوردان را از نظر فنی آموزش می دهد و درآمدی هم کسب می کند.

ورزش کوهنوردی از جهاتی نسبت به سایر ورزشها کاملا متمایز است؛ در این ورزش قهرمانی وجود ندارد، طی کردن دوره های آموزشی فدراسیون و اخذ مدرک همچون سایر ورزشها احتیاج به سالها تمرین و ممارست ندارد و در زمان کوتاهی می توان مدارک را کسب نمود. این مدارک سند افتخاری در جامعه مدرک زده ما برای کوهنوردان و مجوز ورود آنها به تیمهای ملی و شرکت در برنامه های گروههای کوهنوردی است. بدین ترتیب فنی شدن در این ورزش بسیار سریع اتفاق می افتد. هر کوهنورد طوماری از قلل و ارتفاعات صعود شده (شاید هم نشده) را به دوش می کشد. حتی داشتن  لوازم فنی خارجی و گران قیمت تر نشان از تجربه و توانایی بیشتر کوهنورد دارد، در پارادایم مدرنیسم بازار مد در کوه داغ است و لوازم فروشان راضی.

تجربه مدرنیسم تنها به مدگرایی ختم نشده است. این مسأله حتی در لایه های عمیق فرهنگی و ارزشهای اجتماعی نیز قابل مشاهده است. مصرف گرایی بی رویه و عدم توجه به محیط زیست و ایجاد آلودگیهای متنوع از جمله تبعات هجوم مدرن گرایی به یار سنتی انسان است.

اینجا نوشتن یادگاری، شعار، خسته نباشید و ... با اسپری رنگی در ارتفاعات چندان عجیب نیست. رها کردن زباله در کوه، رها کردن همنورد در ارتفاعات بالا که حتی منجر به مرگ بعضی از کوهنوردان ایرانی شده است، و حتی ادعای کذب صعود به قله از جمله نمونه های وجهه بین المللی جماعت کوهنورد ماست، که در صعودهای برون مرزی مرتکب شده اند.

به نظر می رسد امروزه نیاز اساسی به بازبینی اخلاقی نگرش و رفتار خود در قبال کوه داریم. فنی گرایی و توجه صرف به علائم مصنوعی منجر به پارگی هویت ارتباطی ما با زیست بوم اولیه مان خواهد شد.