26 اسفندماه سالروز نسل کشی شهر حلبچه تاریخ بشری در لابلای ورق های خود روزهای تلخ و سیاهی را ثبت کرده است. برخلاف آنچه معمولا فکر می کنیم بشر در عصر جدید نتوانست فنآوری های نوین را در اختیار خود بگیرد و با آن جامعه ای بهتر را بسازد. آنچه انسان های دوران مدرن با یکدیگر انجام دادند مشابه دیگری در تاریخ نداشته است. در اوج دوران شکوفایی ناشی از صنعتی شدن جهان به بلای دو جنگ جهانی گرفتار آمد که در جریان آن میلیون ها نفر جان باختند. بشر مدرن فن آوری را در راستای افزایش توان نابودگری خود به کار گرفت. بدین گونه بود که امکان کشتار جمعی در زمان اندک را فراهم آورد. سلاح ها و بمب های جدید می توانند در مدت کوتاهی شعاع زیادی را نابود نمایند. بیشترین تعداد قتل عام در یک زمان محدود را شاید بتوان در بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی دانست که صدها هزار انسان بی گناه و شهروندان عادی یک کشور طی آن به قتل رسیدند. نمونه های دیگری را در جنگ های دیگر می توان دید؛ قتل عام انسان ها در ویتنام  و کامبوج؛ نسل کشی در رواندا، قتل عام مسلمانان در بوسنی و هرزگوین و نمونه های دیگری که روان هر انسانی را می خراشد. یکی دیگر از این جنایات ثبت شده نسل کشی کردهای عراق در جریان جنگ تحمیلی است؛ در تاریخ 26 اسفند ماه سال 1366برابر با 16 مارچ 1988 جنگنده بمب افکن های رژیم بعثی عراق به فرماندهی علی حسن المجید (که بین مردم عراق به علی شیمیایی شهرت داشت) شهر حلبچه که از شهرهای کردستان عراق به شمار می رود را با بمبهای شیمیایی بمباران کردند. بر اثر این بمباران پنج هزار نفر از مردم بیگناه این شهر که اکثرا کودکان زنان و افراد مسن بودند جان باختند. فاجعه ای كه در حلبچه رخ داد بدون شك با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای «هیروشیما و ناكازاكی» ژاپن به دست امریكا، قابل مقایسه است. در شرایط جنگ بین ایران و عراق و طرفداری عریان غربی ها از رژیم صدام این حادثه در ابتدا با سکوت رسانه های غربی مواجه شد. نخستین بار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران این جنایت رژیم خونخوار صدام را نشان داد و چشم جهانیان را به حقایق جنگ تحمیلی روشن ساخت. به كارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق، در حالی صورت می گرفت كه این كشور جزو 120 كشور امضا كننده ی پروتكل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح های سمی، خفه كننده و تركیبات باكتریولوژیك قرار داشت. پروتكل 1925 ژنو كه طی قطعنامه ی 2161 (21)B سازمان ملل متحد مجدداً به تصویب رسیده است، صراحتاً استعمال سلاح های شیمیایی را منع می كند. سرلشكر «رفیق السامرایی» رییس پیشین استخبارات (اطلاعات) نظامی عراق در مورد بمباران شیمیایی گفته است: «جنایتی كه در حلبچه اتفاق افتاد، توسط 50 فروند جنگنده ی عراقی صورت گرفت. محموله ی هر یك از این جنگنده ها چهار بمب شیمیایی بود. این حمله به دستور صدام صورت گرفت. بمباران حلبچه به دلیل ناامیدی و یأسی بود كه در صدام به وجود آمده بود، زیرا در تاریخ های 10 و 11 مارس 1988 ایرانی ها منطقه ی دربندیخان و حلبچه و مناطق اطراف آن را مورد تهاجم قرار داده و موفقیت هایی كسب كرده بودند. در این حملات گروه های كرد آن ها را همراهی می كردند. صدام تیپ و لشكرها را یكی پس از دیگری به مقابله با نیروهای ایران فرستاد تا مانع از پیشروی در عراق شوند، امّا هیچ نتیجه ای در پی نداشت و خسارات فراوانی به نیروهای عراقی وارد شد. در انتقام از این حمله، صدام دستور داد تا حملات شیمیایی گسترده ای را روی حلبچه انجام دهند. نظر استخبارات عراق كاملآ متفاوت بود: سازمان سیا به ما اطلاع داد كه تعداد محدودی از واحدهای توپخانه ایران از محور شرق شط العرب به محور حلبچه در شمال انتقال یافته اند. ما با توجه به مسؤولیتی كه داشتیم صدام را از این امر با خبر ساختیم. بخش عظیمی از واحدهای توپخانه ی ایران از فاو عقب نشینی كردند. تشكیلات ما برای مقابله با حمله ی ایران در حلبچه آماده شده، امّاصدام با چنین فاجعه ای موافقت كرد.
سلاح شیمیایی عراق از کجا آمده بود؟ عراق در سال 1980، با انتقال مقادیری از عوامل شیمیایی و مواد اولیه ی مربوطه از ذخایر شوروی سابق، و هم چنین خرید تجهیزات ویژه از كشورهای اروپایی و ایالات متحده ی امریكا برای نیل به تولید مستقل جنگ افزارهای شیمیایی، اقدام كرد. در سال 1982، با كمپانی «درای رایخ» آلمان كه تأمین كننده ی وسایل فنی شیمیایی است قراردادی منعقد كرد و جهت تولید عوامل اعصاب به خرید مواد شیمیایی از منابع غربی از جمله امریكا اقدام كرد. عراق با خرید مواد شیمیایی از امریكا، آلمان غربی، هلند و كمك كارشناسان آلمان موفق شد چندین تن گاز اعصاب در هر هفته تولید كند. کشورهای غربی به ویژه آلمان در جریان فروش تسلیحات شیمیایی به رژیم جنایتکار صدام بودند. بعد از حادثه حلبچه عراق گناه ِ قتل عام شیمیایی کردها را به گردن ایران انداخت! و غرب ِ دموکرات پس از ماه‌ها کندوکاو کارشناسانه، حتی وقوع بمباران را هم قابل ثبوت ندانست، چرا که جنایت را دُردانه‌اش مرتکب‌شده‌بود، با همان سلاح‌هایی که خودش به او داده‌بود: زمانه هنوز دیگر نشده بود، شوروی و اردوگاه‌اش هنوز باقی بود، و نیازی به هراس از لولوی تروریسم نبود؛ پس صدام هنوز عزیز بود، کردها به درد غرب نمی‌خوردند و مثل همیشه، حقوق بشر هم تنها در جایی حاضر می‌‌شد که امپریالیست‌ها نیازش داشتند. فرماندهان این جنایت یعنی صدام حسین و علی حسن المجید اخیرا با حکم دادگاه به دار مجازات آویخته شد. تا شاید این درس عبرتی برای سایر خونخوارانی باشد که جذبه قدرت آنها را به این توهم رسانده است که هیچ گاه بنیاد سلطه شان بر افکنده نخواهد شد. در سال 2010 دادگاه عالی عراق بمباران شیمیایی حلبچه را به عنوان نسل کشی (Genocide) شناخت. این گامی مهم در ایجاد امکان حقوقی پیگیری وضعیت شهدا و بازماندگان این جنایت به شمار می رود.

چنین حوادثی نشان می دهند که جهان مدرن تنها توان تخریب گری انسان را افزایش داده است. حکومت های مدرن از لحاظ اخلاقی دچار بحران آمده اند. دانش هایی چون روانشناسی و علم الاجتماع نتوانسته اند پا به پای علومی چون فیزیک و شیمی پیشرفت داشته باشند. وجود چنین شکافی به منزله تهدیدی جدی برای بقای بشریت بر روی کره خاکی است. جایی که همیشه ترس از جنگ اتمی و نابودی جمعی وجود دارد.

حمزه خواستار