جمعه 7 اسفند 88

دربند - امامزاده ابراهیم - قله اسپید

ساعت 6:05   : نیم ساعت انتظار برای دوستی که خواب مانده بود  بدانید که گروه ما مثل

گروههای بسیار با دیسیپلین سر ساعت حرکت نمی کند تا هر کی خواب ماند دنبال مینی بوس بدود

 بلکه با طمانینه کامل با کمک دوستان و زنگهای متعدد فرد را بیدار میکند بعد از رسیدن فرد با یک صلوات

 از او استقبال میکند معنای صلوات اینست که : جریمه تاخیرت ، خریدن بستنی برای کل گروه است

 . در مسیر برگشت هم جلوی یک بستنی فروشی توقف می کند تا مصوبه خود را با قاطعیت اجرا

کند .

ساعت 7:30   : در میدان دربند آقا فرشید هم به گروه ملحق می شود در این اثنا اکثر بچه ها اعم از

بزرگ وکوچک و متوسط با انواع لحنهای ملتمسانه ، مشتاقانه و ... ابراز عقیده  می کنند که هوا ، هوای

 قله است امامثمر ثمر واقع نمی شود راه دربند به سمت امامزاده ابراهیم را در پیش می گیریم .

ساعت 8:00  : حیاط کوچک و زیبای امامزاده ابراهیم پیشنهاد بچه ها برای خوردن یک صبحانه

مختصر پذیرفته می شود . اما این شکلات و پاستیلهای نوشابه ای عباس  آقاست که هوش از سر همه

 می رباید در مورد امامزاده هم اگر اطلاعات بیشتر خواستید ،  بخوانید مطلب آقای آدوسی را در این

 پست :

http://gkfb.blogfa.com/post-167.aspx

ساعت 9:00    : بالاخره این صبحانه مختصر !!!!!!!!!! ما تمام می شود و حرکتمان را در یک صف 15 نفره ادامه می دهیم .

هوا دلپذیرتر از آنیست که تصور کنید سرخوشانه میرویم و میرویم .

این مسیری که ما رفتیم شیب زیادی داره و در زمانهای پربرف مشکل به نظر میاد اما زمان صعود ما عالی

 بودضمن اینکه از شلوغی دیگر مسیرهای دربند و ولنجک خبری نیست در نهایت هم دقیقا به دکلهای

 مخابرات درایستگاه 3 ختم می شود .

به نظر شما اینها به چی دارن اینجوری نگاه میکنن ؟!!!!!!!!


بچه ها دارن به آسمان می رسند . برای رسیدن به آسمان حتما لازم نیست تا ارتفاع خیلی زیادی

 بالارفت گاهی در همین میانه ها هم می شود آسمان را لمس کرد و گاهی هم در ارتفاعات بالا  از

 آسمان دوری  خیلی دور  .

ساعت 11:15  : قله فرعی _ شاید هم تپه _  اسپید ( با اسپید کمر اشتباه نشود ) .

ساعت 12:15   : ناهار در ایستگاه 2 . همراه با مسابقه  « املت درست کنی »  .

ساعت 15:00   : تلاش 7 نفره ما برا پیداکردن جایگزین برنامه کنسل شده سماموس جواب نمیده . از

قرارمعلوم باید بمانیم تو خانه تکانی کمک کنیم .

با این وضعیت اینترنت نفتی ، با مشقات فراوان چند تا عکس منظره هم آپلود می کنم تا دل اون تنبلایی

که تا  ظهر میخوابند و آخرش هم نگهداری کسری را بهانه می کنند بسوزه .  البته این شامل اونایی که

 پارو گرفتن دستشون تند تند دارن پول پارو میکنن و از اواسط بهمن پیداشون نیست هم میشه .

در نهایت هم عذرخواهی می کنم بابت حاشیه نوشتن . آخه نیمه دوم سال از بس این مسیر دربند به

ولنجک را رفتیم که دیگه متنی باقی نمونده برای نوشتن .