همین چند وقت پیش گفته شد (مثل خیلی چیزهای دیگر که فقط گفته می شوند !) که بر اساس مصوبه کمیسیون فرهنگی دولت ، عرضه قلیان و سایر مواد دخانی ( که حتماً منظورشان چپق هم بوده !) در اماكن عمومي تا پايان سال ممنوع مي‌شود ! ... اما سال تمام شد و نشد !
.. منطقه ی «فرحزاد» قدیمی تر ها را به ياد زيارت امامزاده داوود مي اندازد كه بايستي مسيرهاي فرحزاد و يونجه زار و كوتل خاكي را پشت سر مي گذاشتند تا به وصال آن سيد بزرگوار برسند و طلب حاجت كنند...اولين ايستگاهشان دره فرحزاد بود ، آنجا كه بايستي خود را مجهز مي كردند به توشه اي تا راهي سخت را بپيمايند و اين راه را معمولا در تابستان به واسطه گرمي هوا در طول روز به شب موكول مي كردند ... و اما این روزها و صد البته شب های «فرحزاد» حال و هوایی دیگر دارد ! نسيم اين دره در شمال غرب تهران به خصوص شب هاي تعطيل با دود قليان از طعم هاي گوناگون و گاه مشكوك (!) همراه است .
...شبی با حبیبی قدیمی هوس نان داغ ، کباب داغ کردیم و رفتیم « فرحزاد » ! ... تنوع قليان ها از انواع غذاها بيشتر بود !... طعم زردآلويي ، طعم تمشكي ، كاكائويي و حتی قليان با آب ميوه ! (كه جاي آب ، داخل جام آن ريخته مي شود) ... حبیب قدیمی که جدیداً کمی مشکوک می زند (!) نان داغ کباب داغ را فراموش کرد و ... !! به هر حال آن شب به هر دود و دمی بود گذشت ! و ما بعد از کلی بحث و نگرشی دموکراتیک ، اجتماعی و اقتصادی ، و با عنایت به خیل علاقه مندان (!) نتیجه گرفتیم که قلیان و قلیان کشی پدیده ای کارآفرین است (!) و اگر قلیان ها جمع شوند ؛ عده ی زیادی از متخصصان و نخبگان قلیان چاق کن بیکار می شوند و دست اندکاران این صنعت سودآور (!) اعم از کافه داران متعهد ، تولیدکنندگان خلاق و نوآور و و واردکنندگان دلسوز تنباکوهای خارجی متضرر ... و لذا خدا را خوش نمی آید که قل قل این میراث شکوفا شده خاموش شود ... پس ؛ خوشا قلیان و دود بی مثالش ، خداوندا نگهدار از زوالش !!