با عرض معذرتِ ببخشید

آتیه با کمی تاخیر....تقدیم می کند

برنامه کانون کوهنوردی فرهنگسرای بهمن در تاریخ 88.11.2

دربند – 2 راهی اوسون – ایستگاه 5 توچال

صبح جمعه طبق روال همیشگی حدود ساعت 6 حرکت کردیم.بین راهی ها را سوار کردیم و 4 نعل سوی دربند تاختیم.

بین راه حاجی لیدرمان دائما با شوخیِ قدیمیِ (اون بالا پیرمردا رو می گیرن!!!) ملت را سر کار میگذاشت.

با صبحانه ای مختصر کنار چشمه ای زیبا بین دره و دو راهی اوسون تجدید قوا کردیم و دوباره راه افتادیم.

حدود 12 ظهر ایستگاه 5 بودیم.مملو از جمعیت. اونهم چی! بیشتردختران بَزَک کرده سانتی مانتال با پوتین های ساق بلند پاشنه 10 سانتی که به مددِ تله کابین و برای برف بازی آمده بودند بالا . به زیر زانوی گِل آلودِ خودمان هم نگاه کردیم .این کجا و آن کجا! خدایا یعنی ما هم جزو جنس مونث محسوب می شویم؟!

پس از ناهاری مفصل با معجونی از انواع و اقسام غذاهای دوستان و املتهای made in قاسم ، برای برگشت راهی شدیم.

با التماس از حاجی خواستیم که از مسیراصلی برگردیم. نه از مسیرهای فرعی که بوی گرگ به مشام میرسد و ما را به چاله می اندازد و عجیباً غریبا که دل حاجی را بر ما رحم آمد.

حدود ساعت 5 بعدازظهر فاتحانه، راضی و سرحال ، به سوی مینی بوس آقا یونس می تاختیم.

راستی چند نکته:

1.اگر دقت کنید خانواده یغمایی را تقریباً !! در عکسها نمی بینید. علتش را که میدانید؟بعله.عکاسهای این برنامه نازنین و بهرام یغمایی بودند که همینجا برایشان یک هورای محکم می کشیم.

2. جیغ زدن در کوه بسیار مزه می دهد! حتماً امتحان کنید.

3.چه فایده که من بینوا اینقدر فسفر سوزاندم و برایتان مطلب نوشتم.این استاد حسین همین فردا گزارش جمعه اخیر را می گذارد و گزارش مرا از رونق می اندازد!حالا میگید نه ؟ می بینیم !

تا بعد