جمعه 11 دیماه 88, 20 نفر از اعضای گروه کوهنوردی فرهنگسرای بهمن به سرپرستی حاج محمدعلی تاجبخش از مسیر توچال به ایستگاه 5 صعود کردیم.


7:30 صبح:

زیر نگاه چشمان تر ابرهایی که در جستجوی دوست بر درگاه کوه می گریستند گام در وادی عشاق گذاشتیم.

8:30 صبح:

ابرها به استقبالمان آمدند, چقدر خوشایند بود تجربه پرسه زدن در میان ابرها, در زمانه‌اي كه به راه رفتن بر زمين سخت هم اعتمادي نيست.

9:00 صبح :

پیراهنی به رنگ آسمان پوشیدیم, به رنگ ابر, در وادی نور بین زمین و آسمان, در افسون همه چیز و هیچ چیز, به نظاره گذر تاریخ نشستیم و در سکون خویش ایستادیم, تا زندگی از ما بگذرد, نسیم بر ما بوزد و نجوای کوه بر دل و جانمان نشیند.

ابرها را چه هراسی است از سقوط در دریا

که نه افتادن توانند و نه غرق گشتن

لیک آزادند ازین باور که می توانند

و شاید سخت بهراسند.

11:00صبح :

سفره ای برفی

12:00

ایستگاه 5 توچال و تندیسی هنرمندانه با برف.

13:50 :

خورشید مصرانه از میان ابرها طلوع نمود, لبخندی میهمانمان کرد, ابرمان را باز کرد, امواجی از نور و امید بر جانمان تاباند و فرمود او همیشه هست حتی اگر ابرها مدتی از نظرمان پنهانش کنند!

قلبی یخی حاصل فوران آب از دل شکسته لوله.

14:30

آموزش استاد تاجبخش روشی برای حرکت در برف سنگین.

16:20

خدانگهدار خورشید, خدانگهدار کوهستان

و سلام بر شهر و روزمرگیهایم.

بدرود تا حضوری دیگر.

حسین آدوسی